اخیراً صفحه معرفی اداره کل خطی و کتب نادر در وبگاه کتابخانه ملی ایران بروز شده و در بخشی از آن فهرستی از نفیس‌ترین و مهم‌ترین نسخه‌های آن جا ارائه شده است. من که از سر تفنّن گذارم به این صفحه افتاده بود، با خواندن نوشته‌های آن شگفت‌زده شدم و افزون بر شناخت نسخه‌های نفیس کتابخانه ملی، افقهای جدیدی در دانش تاریخ به رویم گشوده شد. از جمله درباره زمان حکومت سلسله تیموریان.

باری مدیران اداره کل کتب خطی و نادر در معرفی یکی از نسخه‌ها چنین نوشته‌اند: «شاهنامه کامل که در قرن هشتم در اواخر دوره تیموری و اوایل دوره صفوی کتابت شده است».
سلسله مشهور تیموریان در فاصله سالهای ۷۷۱ تا ۹۱۲ق حکومت کردند و قاعدةً منظور از اواخر دوره تیموری و اوایل دوره صفوی، اوایل قرن دهم هجری است. اما طبق کشف بزرگ نویسنده متن فوق، اواخر دوره تیموری و اوایل دوره صفوی در قرن هشتم بوده است و کاتب این نسخه همزمان در قرن هشتم و اوایل قرن دهم می‌زیسته و توانسته است با سفر در زمان با فاصله دو قرن در قرن هشتم و اوایل قرن دهم این نسخه را کتابت کند. و البته این نکات اصلاً به آن معنا نیست که نویسنده معرفی فوق، نکات بدیهی درباره تاریخ ایران را نمی‌داند.
از سوی دیگر تا جایی که من اطلاع دارم کهن‌ترین شاهنامه کتابخانه ملی ایران نسخه‌ای است ناقص از قرن هشتم هجری که حدود یک چهارم شاهنامه را در بر دارد. بعد از انتقال این نسخه به کتابخانه در سال ۱۳۹۶ مرحوم ابوالفضل خطیبی دعوت من را اجابت کرد و چند روزی نسخه را بررسی کرد و مقاله‌ای هم درباره آن نوشت. البته شاید هم من اشتباه می‌کنم و دستنویس کاملی از شاهنامه از قرن هشتم در کتابخانه ملی ایران نگهداری می‌شود که تاکنون معرفی نشده است. در این صورت همه ایران‌دوستان مشتاقند که مدیران اداره کل کتب خطی و نادر این شاهنامه کامل و نفیس قرن هشتمی را که در اواخر دوره تیموری و اوایل دوره صفوی (کذا) کتابت شده است، زودتر به محققان و پژوهشگران معرفی کنند.

اما بقیه لیست نیز شگفتانه‌های زیادی دارد که به چند مورد آنها اشاره می‌کنم:
۱. «کتاب دستوراللغه (الخلاص) تألیف ابوعبدالله حسین بن ابراهیم مشهور به ادیب نطنزی (م. 477ق) (کتابت: 475 ق)».
سالیان درازی است که مسلّم و مسجّل شده است که این نسخه از بیخ و بن جعلی است و چند بار در مقالات و پژوهشهای مختلف این مطلب بررسی شده است. البته ظاهراً مدیران محترم اداره کل کتب خطی و نادر، از فرط اشتغال به امور مهمتر، فرصت یا لزومی برای مطالعه چنین مقالات پیش‌پا‌افتاده‌ای را ندارند و ترجیح می‌دهند همچنان این نسخه جعلی را در صدر بنشانند.
همچنین باید افزود که طبق تصریح سمعانی در الانساب و تحقیقات سعید نفیسی، ادیب نطنزی در محرم ۴۹۷ق فوت کرده است نه سال ۴۷۷ق چنانکه نوشته‌اند.

۲. «ادویه مفرده تألیف ابوبکر حامد بن سمجون اندلسی در علم داروشناسی قرن هفتم که در دنیا بی‌نظیر است».
از کژتابی جمله فوق که بگذریم توصیف این نسخه دقیق نیست و چه بسا رهزن است. نسخه موجود در کتابخانه شامل جلد اول و بخشی از جلد دوم کتاب است. از جلد دوم این کتاب نسخه‌های دیگری هم می‌شناسیم که فؤاد سزگین آن را به همراه مجلدات سوم و چهارم منتشر کرده است. تنها جلد اول این نسخه منحصر به فرد است و تاکنون نسخه دیگری از آن شناسایی نشده است. همچنین باید افزود که اسم کتاب نیز نادرست ذکر شده است.

۳. «مجموعه رسالات فلسفی و اشعار فارسی و عربی (کتابت: 1004ق) با رقم صدرالدین محمد بن ابراهیم قوام شیرازی معروف به ملاصدرا و صدرالمتألهین (979- 1050ق)»
تاریخ صحیح وفات ملاصدرا سال ۱۰۴۵ق است. علم الهدی (۱۱۱۵ق) - پسر فیض کاشانی و نواده ملاصدرا - در جنگی به خط خودش تاریخ وفات جدش را به صورت واضح ۱۰۴۵ق ضبط کرده است. این جنگ به شماره ۸۴۴۶ در کتابخانه مرعشی نگهداری می‌شود و حاوی یادداشتهای مهمی درباره خاندان فیض کاشانی از قبیل تاریخ ولادت، وفات، ازدواج، سفرها و سوانح متفرقه ایشان به خط علم الهدی و بعضی افراد دیگر این خانواده است. از قضا همین یادداشت در جنگ دیگری متعلق به خاندان فیض که اکنون مشخص نیست در کجا نگهداری می‌شود؛ اما تصویری از آن در کتابخانه ملی ایران موجود است (شماره ۷۱۷۴)، نیز تکرار شده است و نویسنده متن معرفی نسخه‌ها در سایت کتابخانه ملی می‌تواند به آن رجوع کند. گویی دوستان حتی به گنجینه دم دست خودشان هم سری نمی‌زنند.

۴. «شرح اشارات و التّنبیهات، خواجه نصیرالدین طوسی (م. 672 ق) به خط مولّف».
از یک مورد جزئی شروع کنیم. طبق قواعد عربی صورت صحیح نام کتاب «شرح الاشارات و التنبیهات» است (با الف و لام). از این نکته که بگذریم اکنون مدتهاست مشخص شده است که این نسخه به خط مؤلف نیست و تکرار این انتساب نادرست کمی تکراری و ملال‌آور شده است.

۵. «ذخیره خوارزمشاهی (تألیف 504 ق) در علم طب تألیف اسماعیل‌ بن ‌حسن جرجانی‏ (434 – 531 ق.) به خط نسخ علیقلی ‌ابن شهسواری‌ گروسی‏ و حسین ‌بن ذکریا که این نسخه شامل شش کتاب از نه کتاب این اثر مذهب‏ و مصور است (کتابت پنج کتاب: 676 ق. و کتابت یک کتاب: 1230 ق.)»
این معرفی ملغمه‌ای از چند اشتباه است: کتاب ذخیره خوارزمشاهی ۹ کتاب نیست، بلکه ۱۰ کتاب دارد. نسخه مذکور در سال ۶۷۶ق کتابت نشده است؛ بلکه چند قرن بعد – احتمالاً در قرن یازدهم هجری – کاتبی این نسخه را از روی نسخه‌ای مورخ ۶۷۶ق کتابت کرده است. چون کاتب مذکور انجامه نسخه ۶۷۶ق را در پایان نسخه خود نقل کرده، این توهم ایجاد شده که نسخه ملی در همین تاریخ کتابت شده است. اسم کاتب نسخه اصل هم ناقص و همراه با یک خطای نگارشی ذکر شده است. صورت کامل و صحیح اسم او حسین بن زکریا بن الحاجی حسین الدهستانی است. اسم کاتب بخش نونویس هم یک خطا دارد و به جای شهسواری، شهسوار صحیح است.

۶. «دیوان حافظ بسیار نفیس و مزیّن به خط نستعلیق میرحسین با هفت نگاره (کتابت: ‌۸۷۴ق.)»
کاتب این نسخه «پیرحسین الکاتب» است نه «میرحسین» و نام او با وضوح تمام در صفحه آخر نسخه نوشته شده است و باید کوشش فراوانی کرد تا آن را جور دیگری خواند. تصویر این نسخه پیشتر در سایت کتابخانه ملی ایران به رایگان در دسترس همگان بود؛ اما در راستای همگامی با پیشرفت کتابخانه‌های دیجیتال در سراسر دنیا اکنون در انحصار پول درآمده است و تنها با پرداخت مبلغی معادل 3152000 ریال چهره می‌گشاید.
پیرحسین الکاتب خوشنویس توانایی است که چند بار دیوان حافظ را کتابت کرده است از جمله نسخه‌ای متعلق به مجموعه عبدالعلی ادیب برومند، مورخ ۸۷۳ که بر اساس آن یک بار دیوان حافظ تصحیح و منتشر شده است (سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۸۲ش).
توصیف نسخه کتابخانه ملی با عبارت «بسیار نفیس» هم اغراق است و مشخص نیست چه مبنایی دارد.

۷. «کوچکترین قرآن ۸ ضلعی تاریخ دارجهان (کتابت: ۷۸۴ق)».
داوری مذکور اشتباه است و دست‌کم یک قرآن هشت‌ضلعی کهن‌تر مورخ ۷۴۶ق در کتابخانه توپقاپوسرای استانبول نگهداری می‌شود.

به این ترتیب معرفی دستکم ۸ نسخه از ۱۷ نسخه معرفی‌شده در وبگاه کتابخانه ملی اشکال جدی دارد. البته بحث درباره نفاست تعداد دیگری از این نسخه‌ها مجالی دیگر می‌طلبد. برای نمونه نوشته‌اند: «دیوان حافظ به خط نستعلیق عالی سلطان علی مشهدی با دو نگاره از شاهکارهای هنری عصر تیموری (کتابت: 878ق.)». درست است که خط نستعلیق این نسخه عالی است؛ اما نگاره‌های آن به هیچ وجه از «شاهکارهای هنری» عصر تیموری نیست و این قبیل اغراقها زیبنده نهادی مانند کتابخانه ملی ایران نیست (برای تصویر این نگاره‌ها این جا را ببنید). یا نوشته‌اند: «قرآن کریم به خط زین‌العابدین قزوینی (کتابت: 1219ق)... و تزئینات بی‌نظیر آن در هر صفحه متفاوت با صفحات قبل و بعد است» در حالی که تزئینات هر دو صفحه روبه‌روی این قرآن با دو صفحه قبل و بعدش متفاوت است، نه هر صفحه آن.

البته شاید انتظار زیادی است که توقع داشته باشیم مدیران اداره کل کتب خطی و نادر کتابخانه ملی ایران متوجه این قبیل نسخه‌های جعلی و این نوع اشتباهات علمی باشند؛ ولی می‌توانیم امیدوار باشیم که ضمن یک دوره آموزشی فشرده تاریخ ایران، حداقل با چند حکومت اصلی سرزمین‌مان ایران آشنا شوند تا من بعد چنین خطاهایی درباره دوره تیموری و صفوی به قلمشان جاری نشود و شأن کتابخانه ملی را حفظ کنند.

 زیرنویس:

پنجشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۴ ساعت ۵:۳۸